معرفی قرآن
معرفی قرآن
تعریف قرآن
قرآن کلام الله به دو معنی مورد بحث علما قرار می گیرد؛ اول به معنای «گویایی خداوند» که صفتی است از صفات ذاتی و ازلی خداوند و آنرا کلام نفسی گویند و در علم کلام مورد بحث و مناقشه ی فرق کلامی قرار می گیرد. دوم به معنی «گفته شده ی خدا» می باشد، در این معنا مجموعه ای خواندنی و نوشتنی از کلمه ها که از جانب خداوند و بواسطه ی جبریل بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است را قرآن می نامند.
دو خاصیت و ویژگی قرآن را از سایر کلامها و کتابها مانند تورات و انجبل و ... جدا می نماید؛ نخست ترکیب کلمات و قالب ریزی آیه ها که نظیر و همتایی ندارد، و دوم اینکه تلاوت قرآن صرف نظر از درک معانی منجر به کسب ثواب و تقرب به سوی خداوند عزوجل می شود.
اسامی و اوصاف قرآن
کلام خداوند که بر آخرین پیامبرش نازل شده است و آخرین کتاب آسمانی است که در دست ماست، دارای نام های مختلفی می باشد که در خود کتاب به آنها اشاره شده است. اکنون به برخی از این اسامی که شهرت بیشتری دارند اشاره می کنیم تا کمکی باشد در جهت شناخت این کلام نورانی:
قرآن: این نام در خود قرآن حدود 58 مورد یاد شده است. مانند«إنه لقرآن کريم»، «فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله»، ... اما در تشریح معنای کلمه ی «قرآن» نظریات مختلفی وجود دارد، از جمله امام شافعی می گوید: لفظ قرآن از هیچ مبدأی مشتق نشده است، بلکه خاصتاً برای کلام الهی وضع شده است. زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج می گوید از (قرء) به معنی جمع و گردآوری چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است و به این علت آن را قرآن نامیده اند. ولی لحیانی عقیده اش بر آن است که مشتق از (قرء) به معنی قرائت و پیرو هم آوردن می باشد.
فراء می گوید: قرآن مشتق از قرائن است و قرائن جمع قرینه می باشد. از این جهت که هر یک از آیات قرآنی، قرینه و مؤید آیات دیگر می باشد. که البته در این مورد نظریات دیگری هم مطرح شده که از حوصله ی این مقاله بیرون است.
فرقان: این کلمه در هفت مورد از قرآن به کار رفته که منظور از آن در دو مورد کتاب موسی (تورات) است و در دو مورد نیز قرآن است (تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا) و در موارد دیگر معنای دیگری دارد. و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است و آندو را از هم جدا می سازد، فرقان نامیده شده است.
کتاب: در لغت به هر نوع نوشته ای، نوشتن و مکتوب کتاب گویند. در فقه و اصول مراد از کتاب قرآن کریم است که بین دفتین به طور متواتر و تحت محفاظت خداوند به ما رسیده است.
کلمه ی کتاب در قرآن حدود 255 مورد به کار رفته است که در موارد بسیاری مراد قرآن می باشد. مانند: (الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ).
ذکر: این کلمه در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرار گرفته است که منظور از آن در برخی موارد قرآن کریم می باشد، مانند: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)، (وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ).
تنزیل: این کلمه چندین بار در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است، مانند: (وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ)، از آنجایی که تنزیل غالباً بر نزول تدریجی قرآن دلالت دارد، و قرآن نیز به صورت تدریجی بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است، به این نام نامیده شده است.
لازم به ذکر است مواردی که ذکر شد برخی از اسامی قرآن و متناسب با مجال این مقاله بوده وگرنه اسامی و اوصاف قران بسیار زیاد است. مثلاً سیوطی به نقل از زرکشی اسامی قرآن را 55 مورد ذکر کرده است.
باری قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبر اسلام نازل گردیده و در مصحف و دفترها گرد آمده است و به تواتر رسیده و قرآن موجود همان کلام الهی است که مردم مأمور به تلاوت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچگونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است و تعریف قرآن به این معانی، مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می باشد.
خداوند می فرماید:
(يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ)
"اى مردم از سوى پروردگارتان، موعظه و اندرزى براى شما آمد و كلامى كه مايه شفاء بيمارى دلها است و چيزى كه مايه هدايت و راهنمايى است و رحمت براى مؤمنان است"
در اين آيه چهار صفت براى قرآن بيان شده است، كه براى فهم بيشتر بايد نخست روى لغات آن تكيه كنيم.
وعظ و موعظه آن چنان كه در "مفردات" آمده است، نهى آميخته به تهديد است، ولى ظاهرا معنى موعظه وسيعتر از اين باشد، همانگونه كه از "خليل" دانشمند معروف عرب در همان كتاب مفردات نقل شده: موعظه عبارت از تذكر دادن نيكيها است كه توأم با رقت قلب باشد، در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تاثير بگذارد، او را از بديها بترساند و يا قلب او را متوجه نيكيها گرداند، وعظ و موعظه ناميده مى شود.
البته مفهوم اين سخن آن نيست كه هر موعظه اى بايد تاثير داشته باشد، بلكه منظور آن است كه در قلبهاى آماده بتواند چنين اثرى بگذارد.
منظور از شفا دادن بيمارى دلها و يا به تعبير قرآن شفاى چيزى كه در سينه ها است، همان آلودگيهاى معنوى و روحانى است مانند بخل و كينه و حسد و جبن و شرك و نفاق و امثال اينها كه همه از بيماريهاى روحى و معنوى است.
منظور از "هدايت" راهيابى به سوى مقصود، يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبه هاى مثبت است.
و منظور از "رحمت" همان نعمتهاى مادى و معنوى الهى است كه شامل حال انسانهاى شايسته مى شود همانگونه كه در كتاب مفردات مى خوانيم "رحمت" هر گاه به خدا نسبت داده شود به معنى نعمت بخشيدن او است و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود به معنى رقت قلب و عطوفت است.
در واقع آيه فوق چهار مرحله از مراحل تربيت و تكامل انسان را در سايه قرآن شرح مى دهد.
مرحله اول مرحله "موعظه و اندرز" است.
مرحله دوم مرحله پاكسازى روح انسان از انواع رذائل اخلاقى است.
مرحله سوم مرحله هدايت است كه پس از پاكسازى انجام مى گيرد.
و مرحله چهارم مرحله اى است كه انسان لياقت آن را پيدا كرده است كه مشمول رحمت و نعمت پروردگار شود و هر يك از اين مراحل به دنبال ديگرى قرار دارد و جالب اينكه تمام آنها در پرتو قرآن انجام مى گيرد.
قرآن است كه انسانها را اندرز مى دهد، و قرآن است كه زنگار گناه و صفات زشت را از قلب آنها مى شويد، و قرآن است كه نور هدايت را به دلها مى تاباند، و نيز قرآن است كه نعمتهاى الهى را بر فرد و جامعه نازل مى گرداند.
مکی و مدنی بودن آیات قرآن
رسالت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را از جهت زمان می توان به دو دوران تقسیم کرد: عهد اول دوران نبوت و عهد دوم وران نبوت.
عهد اول نبوت به دورانی اطلاق می شود که پیامبر هنوز در مکه بودند یعنی 12سال اول بعثت تا قبل از هجرت وعهد دوم از بعد از هجرت پیامبر به مدینه تا وفات ایشان.
آیاتی که در عهد اول نبوت بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است را آیات مکی و آنچه در عهد دوم بر ایشان نازل شده است را مدنی می نامند.
باید توجه داشت اعتبار مکی و مدنی بودن به زمان نزول آیات است نه به مکان یعنی هر قسمتی از قرآن که در عهد اول بر پیامبر نازل شده است را مکی می نامند حتی اگر در جایی غیر از مکه بر ایشان نازل شده باشد و همچنین آیاتی که در عهد دوم نازل شده است حتی اگر در مکه هم بر ایشان نازل شده باشد از جمله آیات مدنی به شمار می آید.
در آیات مکی اصول شرع و توحید و دلائل آن مورد بحث می باشد و تفصیلات قانونی در آن کم به چشم می خورد اما در سوره های مدنی غالبا بحث احکام، حدود و کفارات و سایر مسائل اخلاقی و اجتماعی مطرح شده است.
سوره هایی که به اتفاق علما مدنی هستند 20 سوره می باشند: 1- بقره 2- آل عمران 3- نساء 4- مائده 5- انفال 6- توبه 7- نور 8- احزاب 9- محمد 10- فتح 11- هجرات 12- حدید 13- مجادله 14- حشر 15- ممتحنه 16- جمعه 17- منافقون 18- طلاق 19- تحریم 20- نصر. دوازده سوره نیز در مکی و مدنی بودن آن اختلاف است که عبارتند از: 1- فاتحه 2- رعد 3- رحمن 4- صف 5- تغابن 6- مطففین 7- قدر 8- بینه 9- زلزله 10- اخلاص 11- فلق 12- ناس.
و بقیه ی سوره ها نیز به اتفاق مکی می باشند.
برای شناخت سوره های مکی و مدنی ضوابطی وجود دارد، از جمله: سوره هایی که در آن سجده وجود دارد مکی هستند - هر سوره ای که در آن خطاب (يَا أَيُّهَا النَّاسُ) وجود دارد و (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) نیست مکی می باشند جز سوره ی حج که در آن از خطاب (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) استفاده شده است در حالیکه سوره ی مکی می باشد.
در سوره های مکی لفظ (كَلَّا) وجود ندارد - سوره های مکی با حروف مقطعه شروع می شوند بجز بقره وآل عمران که با این حروف شروع شده در حالیکه مدنی می باشند.
لازم به ذکر است اعتبار مکی و مدنی بودن هر سوره، به اغلب آیات است، یعنی وقتی اغلب آیات در عهد مدینه نازل شده باشند، سوره مدنی است ولو اینکه آیه ای از آن در عهد مکه نازل شده باشند و یا برعکس مثل سوره ی حج که مکی می باشد ولی آیه های آخر آن یعنی از (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) در عهد مدینه نازل شده است.
اسباب نزول
منظور از اسباب نزول سؤال وحادثه ای است که بر اساس آن آیه نازل شده باشد.
گاهی اوقات بر اساس سؤالی که مطرح می شده است خداوند برای جواب آن بر پیامبرش آیاتی را نازل می فرموده است. می توان گفت همه ی آیاتی که با سؤال شروع می شوند مثل (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ...) و یا (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ...) بر اثر سؤال نازل شده است.
در بعضی موارد نیز بر اثر وقوع یک حادثه و یا حل یک مشکل پیش آمده خداوند آیاتی را نازل می فرموده است برای مثال اول می توان به سوره ی تبت اشاره کرد و برای مثال دوم به آیاتی که در برائت عایشه ی صدیقه نازل شده است. فهم اسباب نزول می تواند به ما در جهت درست فهمیدن آیات قرآن کمک کند به همین جهت دانشمندان در این زمینه به بررسی و تحقیقات زیادی پراداخته اند و کتابهایی نیز تألیف شده است، از جمله میتوان به کتاب «لباب العقول فی أسباب النزول» سیوطی اشاره کرد.
نکته ای که در این زمینه حائز اهمت فراوان می باشد این است که باید در صحت و سقم سبب ذکر شده برای آیه دقت کافی انجام پذیرد، چه بسا اسباب نزول با سند غیر صحیح روایت شده باشد، لذا سهل انگاری در این مسأله سوای اینکه به فهم درست ما کمک نمی کند، یک مفهوم اشتباه را نیز در ذهن ما جای می دهد و سبب کج فهمی ما از آیات قرآن خواهد شد.