معرفی قرآن

 

 

 

معرفی قرآن

تعریف قرآن

قرآن کلام الله به دو معنی مورد بحث علما قرار می گیرد؛ اول به معنای «گویایی خداوند» که صفتی است از صفات ذاتی و ازلی خداوند و آنرا کلام نفسی گویند و در علم کلام مورد بحث و مناقشه ی فرق کلامی قرار می گیرد. دوم به معنی «گفته شده ی خدا» می باشد، در این معنا مجموعه ای خواندنی و نوشتنی از کلمه ها که از جانب خداوند و بواسطه ی جبریل بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است را قرآن می نامند.

دو خاصیت و ویژگی قرآن را از سایر کلامها و کتابها مانند تورات و انجبل و ... جدا می نماید؛ نخست ترکیب کلمات و قالب ریزی آیه ها که نظیر و همتایی ندارد، و دوم اینکه تلاوت قرآن صرف نظر از درک معانی منجر به کسب ثواب و تقرب به سوی خداوند عزوجل می شود.

اسامی و اوصاف قرآن

کلام خداوند که بر آخرین پیامبرش نازل شده است و آخرین کتاب آسمانی است که در دست ماست، دارای نام های مختلفی می باشد که در خود کتاب به آنها اشاره شده است. اکنون به برخی از این اسامی که شهرت بیشتری دارند اشاره می کنیم تا کمکی باشد در جهت شناخت این کلام نورانی:

قرآن: این نام در خود قرآن حدود 58 مورد یاد شده است. مانند«إنه لقرآن کريم»، «فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله»، ... اما در تشریح معنای کلمه ی «قرآن» نظریات مختلفی وجود دارد، از جمله امام شافعی می گوید: لفظ قرآن از هیچ مبدأی مشتق نشده است، بلکه خاصتاً برای کلام الهی وضع شده است. زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج می گوید از (قرء) به معنی جمع و گردآوری چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است و به این علت آن را قرآن نامیده اند. ولی لحیانی عقیده اش بر آن است که مشتق از (قرء) به معنی قرائت و پیرو هم آوردن می باشد.

فراء می گوید: قرآن مشتق از قرائن است و قرائن جمع قرینه می باشد. از این جهت که هر یک از آیات قرآنی، قرینه و مؤید آیات دیگر می باشد. که البته در این مورد نظریات دیگری هم مطرح شده که از حوصله ی این مقاله بیرون است.

فرقان: این کلمه در هفت مورد از قرآن به کار رفته که منظور از آن در دو مورد کتاب موسی (تورات) است و در دو مورد نیز قرآن است (تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا) و در موارد دیگر معنای دیگری دارد. و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است و آندو را از هم جدا می سازد، فرقان نامیده شده است.

کتاب: در لغت به هر نوع نوشته ای، نوشتن و مکتوب کتاب گویند. در فقه و اصول مراد از کتاب قرآن کریم است که بین دفتین به طور متواتر و تحت محفاظت خداوند به ما رسیده است.

کلمه ی کتاب در قرآن حدود 255 مورد به کار رفته است که در موارد بسیاری مراد قرآن می باشد. مانند: (الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ).

ذکر: این کلمه در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرار گرفته است که منظور از آن در برخی موارد قرآن کریم می باشد، مانند: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)، (وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ).

تنزیل: این کلمه چندین بار در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است، مانند: (وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ)، از آنجایی که تنزیل غالباً بر نزول تدریجی قرآن دلالت دارد، و قرآن نیز به صورت تدریجی بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است، به این نام نامیده شده است.

لازم به ذکر است مواردی که ذکر شد برخی از اسامی قرآن و متناسب با مجال این مقاله بوده وگرنه اسامی و اوصاف قران بسیار زیاد است. مثلاً سیوطی به نقل از زرکشی اسامی قرآن را 55 مورد ذکر کرده است.

باری قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبر اسلام نازل گردیده و در مصحف و دفترها گرد آمده است و به تواتر رسیده و قرآن موجود همان کلام الهی است که مردم مأمور به تلاوت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچگونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است و تعریف قرآن به این معانی، مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می باشد.

خداوند می فرماید:

(يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ

 "اى مردم از سوى پروردگارتان، موعظه و اندرزى براى شما آمد و كلامى كه مايه شفاء بيمارى دلها است و چيزى كه مايه هدايت و راهنمايى است و رحمت براى مؤمنان است"

در اين آيه چهار صفت براى قرآن بيان شده است، كه براى فهم بيشتر بايد نخست روى لغات آن تكيه كنيم.

وعظ و موعظه آن چنان كه در "مفردات" آمده است، نهى آميخته به تهديد است، ولى ظاهرا معنى موعظه وسيعتر از اين باشد، همانگونه كه از "خليل" دانشمند معروف عرب در همان كتاب مفردات نقل شده: موعظه عبارت از تذكر دادن نيكيها است كه توأم با رقت قلب باشد، در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تاثير بگذارد، او را از بديها بترساند و يا قلب او را متوجه نيكيها گرداند، وعظ و موعظه ناميده مى شود.

البته مفهوم اين سخن آن نيست كه هر موعظه اى بايد تاثير داشته باشد، بلكه منظور آن است كه در قلبهاى آماده بتواند چنين اثرى بگذارد.

منظور از شفا دادن بيمارى دلها و يا به تعبير قرآن شفاى چيزى كه در سينه ها است، همان آلودگيهاى معنوى و روحانى است مانند بخل و كينه و حسد و جبن و شرك و نفاق و امثال اينها كه همه از بيماريهاى روحى و معنوى است.

منظور از "هدايت" راهيابى به سوى مقصود، يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبه هاى مثبت است.

و منظور از "رحمت" همان نعمتهاى مادى و معنوى الهى است كه شامل حال انسانهاى شايسته مى شود همانگونه كه در كتاب مفردات مى خوانيم "رحمت" هر گاه به خدا نسبت داده شود به معنى نعمت بخشيدن او است و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود به معنى رقت قلب و عطوفت است.

در واقع آيه فوق چهار مرحله از مراحل تربيت و تكامل انسان را در سايه قرآن شرح مى دهد.

مرحله اول مرحله "موعظه و اندرز" است.

مرحله دوم مرحله پاكسازى روح انسان از انواع رذائل اخلاقى است.

مرحله سوم مرحله هدايت است كه پس از پاكسازى انجام مى گيرد.

و مرحله چهارم مرحله اى است كه انسان لياقت آن را پيدا كرده است كه مشمول رحمت و نعمت پروردگار شود و هر يك از اين مراحل به دنبال ديگرى قرار دارد و جالب اينكه تمام آنها در پرتو قرآن انجام مى گيرد.

قرآن است كه انسانها را اندرز مى دهد، و قرآن است كه زنگار گناه و صفات زشت را از قلب آنها مى شويد، و قرآن است كه نور هدايت را به دلها مى تاباند، و نيز قرآن است كه نعمتهاى الهى را بر فرد و جامعه نازل مى گرداند.

مکی و مدنی بودن آیات قرآن

رسالت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را از جهت زمان می توان به دو دوران تقسیم کرد: عهد اول دوران نبوت و عهد دوم وران نبوت.

عهد اول نبوت به دورانی اطلاق می شود که پیامبر هنوز در مکه بودند یعنی 12سال اول بعثت تا قبل از هجرت وعهد دوم از بعد از هجرت پیامبر به مدینه تا وفات ایشان.

آیاتی که در عهد اول نبوت بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نازل شده است را آیات مکی و آنچه در عهد دوم بر ایشان نازل شده است را مدنی می نامند.

باید توجه داشت اعتبار مکی و مدنی بودن به زمان نزول آیات است نه به مکان یعنی هر قسمتی از قرآن که در عهد اول بر پیامبر نازل شده است را مکی می نامند حتی اگر در جایی غیر از مکه بر ایشان نازل شده باشد و همچنین آیاتی که در عهد دوم نازل شده است حتی اگر در مکه هم بر ایشان نازل شده باشد از جمله آیات مدنی به شمار می آید.

در آیات مکی اصول شرع و توحید و دلائل آن مورد بحث می باشد و تفصیلات قانونی در آن کم به چشم می خورد اما در سوره های مدنی غالبا بحث احکام، حدود و کفارات و سایر مسائل اخلاقی و اجتماعی مطرح شده است.

سوره هایی که به اتفاق علما مدنی هستند 20 سوره می باشند: 1- بقره  2- آل عمران  3- نساء  4- مائده  5- انفال  6- توبه  7- نور  8- احزاب  9- محمد  10- فتح  11- هجرات  12- حدید  13- مجادله  14- حشر  15- ممتحنه  16- جمعه  17- منافقون  18- طلاق  19- تحریم  20- نصر. دوازده سوره نیز در مکی و مدنی بودن آن اختلاف است که عبارتند از:  1- فاتحه  2- رعد  3- رحمن  4- صف  5- تغابن  6- مطففین  7- قدر  8- بینه  9- زلزله  10- اخلاص  11- فلق  12- ناس.

و بقیه ی سوره ها نیز به اتفاق مکی می باشند.

برای شناخت سوره های مکی و مدنی ضوابطی وجود دارد، از جمله: سوره هایی که در آن سجده وجود دارد مکی هستند - هر سوره ای که در آن خطاب (يَا أَيُّهَا النَّاسُ) وجود دارد و (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) نیست مکی می باشند جز سوره ی حج که در آن از خطاب (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) استفاده شده است در حالیکه سوره ی مکی می باشد.

در سوره های مکی لفظ (كَلَّا) وجود ندارد - سوره های مکی با حروف مقطعه شروع می شوند بجز بقره وآل عمران که با این حروف شروع شده در حالیکه مدنی می باشند.

لازم به ذکر است اعتبار مکی و مدنی بودن هر سوره، به اغلب آیات است، یعنی وقتی اغلب آیات در عهد مدینه نازل شده باشند، سوره مدنی است ولو اینکه آیه ای از آن در عهد مکه نازل شده باشند و یا برعکس مثل سوره ی حج که مکی می باشد ولی آیه های آخر آن یعنی از (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) در عهد مدینه نازل شده است.

اسباب نزول

منظور از اسباب نزول سؤال وحادثه ای است که بر اساس آن آیه نازل شده باشد.

گاهی اوقات بر اساس سؤالی که مطرح می شده است خداوند برای جواب آن بر پیامبرش آیاتی را نازل می فرموده است. می توان گفت همه ی آیاتی که با سؤال شروع می شوند مثل (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ...) و یا (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ...) بر اثر سؤال نازل شده است.

در بعضی موارد نیز بر اثر وقوع یک حادثه و یا حل یک مشکل پیش آمده خداوند آیاتی را نازل می فرموده است برای مثال اول می توان به سوره ی تبت اشاره کرد و برای مثال دوم به آیاتی که در برائت عایشه ی صدیقه نازل شده است. فهم اسباب نزول می تواند به ما در جهت درست فهمیدن آیات قرآن کمک کند به همین جهت دانشمندان در این زمینه به بررسی و تحقیقات زیادی پراداخته اند و کتابهایی نیز تألیف شده است، از جمله میتوان به کتاب «لباب العقول فی أسباب النزول» سیوطی اشاره کرد.

نکته ای که در این زمینه حائز اهمت فراوان می باشد این است که باید در صحت و سقم سبب ذکر شده برای آیه دقت کافی انجام پذیرد، چه بسا اسباب نزول با سند غیر صحیح روایت شده باشد، لذا سهل انگاری در این مسأله سوای اینکه به فهم درست ما کمک نمی کند، یک مفهوم اشتباه را نیز در ذهن ما جای می دهد و سبب کج فهمی ما از آیات قرآن خواهد شد.

آداب تلفن همراه


تلفن نعمت است

نعمات خداوند بسیار زیاد است و هر روز به تعداد آنها افزوده می‌شود و تلفن و وسایل ارتباط جمعی جزئی از نعمت‌های این عصر می‌باشد که انسان مؤمن با بهره‌برداری صحیح از آن خود را به خدای خویش نزدیک می‌کند. تلفن همراه به عنوان وسیله‌ی جدا نشدنی همیشه همراهمان است تا امکان ارتباط با دیگران را فراهم آورد، این ارتباط دارای آداب و فرهنگ خاصی است که عدم توجه به آن می‌تواند به شخصیت فرد در جامعه ضربه وارد کند مثلا: برخی فکر می‌کنند داشتن تلفن همراه گرانقیمت نوعی افتخار محسوب می‌شود و نشانه‌ی شخصیت والای آن‌ها است ولی بر خلاف این افکار، شناخت و رعایت فرهنگ آن است که شخصیت فرد را نشان می‌دهد.

آداب تلفن

1. با دقت و درست شماره گیری کنید تا مزاحم دیگران نشوید، چون بی دقتی سبب مزاحمت خواهد شد و اگر به قصد مزاحمت این کار انجام گیرد فرد گنهکار می‌باشد.

2. وقت مناسبی را برای تماس گرفتن خود انتخاب کند تا مزاحم کار و استراحت و غذا خوردن دیگران نشود، مثلا نیمه شب تماس گرفتن سبب پریشانی خانواده خواهد شد.

3. طبق ادب شرعی و اسلامی شایسته است کسی که زنگ می‌زند سلام را فراموش نکند و بعد از آن به احوال پرسی و کارش بپردازد، حتی به همسر یا اعضای خانواده که چند لحظه‌ی پیش آنها را دیده‌اید ادب سلام را رعایت کنید.

4. پاسخ سلام برای مخاطب واجب می‌باشد و خواهران دقت داشته باشند مشکلی نیست که سلام کنند یا پاسخ دهند ولی به گونه‌ای نباشد که توجه طرف مقابل را جلب کند، این کار حرام است.

5. از به درازا کشیدن سخن بدون ضرورت خوداری نمایید چه بسا فرد دیگری پشت خط کار مهم یا خود فرد موعدی دارد ولی به دلیل رودربایستی جواب می‌دهد و قلباً طرف را نفرین می‌کند.

6. با صدای بلند صحبت کردن با تلفن همراه در کوچه و خیابان کار پسندیده‌ای نیست و باعث جلب توجه منفی دیگران می‌شود، لذا از انجام این کار بپرهیزید.

7. خواهران توجه نمایند که در کوچه و خیابان جواب تلفن را ندهند یا به اندازه ضرورت جواب داده و صدای خویش را پایین بیاورند.

8. هنگام مکالمه در مکان عمومی یا در جمع بهتر است از دیگران مقداری فاصله بگیریم و با صدای آهسته به صحبت ادامه دهیم.

9.شرعا حق ندارید تلفن همراه دیگران را بدون اجازه پاسخ داده یا پیام‌های شخصی فرد را بخوانید.

10. در صورت شماره گیری اگر بعد از سه بار تماس، پاسخی دریافت نکردید از تماس مجدد خودداری کنید، مانند: ادب در زدن درب منزل.

فوائد

1. با یک تماس می‌توان صله رحم به جا آورد که طبق فرمایش رسول اللهrسبب ازدیاد رزق و طولانی شدن عمر می‌گردد.

2. با ضبط و نگه‌داری قرآن و سخنرانی و کلیپ‌های دینی معلومات خود را بالا برده و هر چه بیشتر به سوی خدا تقرب بجوئید.

3. با وصل نمودن موبایل خود به اینترنت می‌توانید معلومات علمی خود را به روز کنید و همچنین در کارهای تجاری و اقتصادی موفق‌تر باشید ولی مواظب باشید دشمن قسم خورده‌ی‌تان شیطان قدم به قدم سرتان را کلاه نگذارد!

تذکرات

1. تلفن یک وسیله‌ی شخصی می‌باشد پس بدون اجازه فرد حق استفاده از آن را نداریم، زیرا ممکن است تصویر، پیام یا اسمی روی صفحه باشد که صاحب گوشی دوست نداشته باشد ما آن را ببینیم و اصرار در دیدن محتویات گوشی دیگران کاری زشت می‌باشد.

2. از کسی بدون اجازه عکس و فیلم نگیریم همچنین سخنان همدیگر را بدون اجازه ضبط نکنیم این کار نوعی خیانت محسوب می‌گردد.

3. گوش دادن به مکالمه دیگران شرعا جایز نیست و حرام است.

4. زنگ تلفن آزار دهنده و مبتذل و رکیک نباشد، و از گذاشتن تلاوت قرآن و اذان نیز خوداری گردد چه بسا فرد در دستشویی است و تلفنش با تلاوت قرآن به صدا در می‌آید و همچنین با جواب دادن آیه را بدون اکمال آن قطع می‌کنیم که این خود نوعی بی‌احترامی به قرآن می‌باشد.

* تمام موارد فوق در مورد آهنگ پیشواز هم صدق می‌کند.

* آهنگ زنگ تلفن شما نشان دهنده‌ی شخصیت شماست.

5. در داخل مسجد و هنگام نماز خواندن موبایل خود را به صورت صامت (سکوت) در آورده تا سبب حواس پرتی نشود و در صورت فراموش نمودن اگر موبایلتان در هنگام نماز زنگ خورد حتماً آن را از جیبتان بیرون آورده و خاموش کنید که این حرکت خللی در نماز شما ایجاد نمی‌کند.

6. برخی از افراد در کوچه و خیابان بوسیله‌ی تلفن همراه خود به آهنگ‌های رکیک با صدای بلند گوش می‌دهند،  این خود نوعی آزار رساندن به دیگران است و سبب ناراحتی افراد می‌شود و سبب تحقیر شخصیت فرد در دید دیگران می‌شود، لذا از انجام این کار بپرهیزید.

7. تأمین سلامت جامعه از دیدگاه دین لازم است و عدم رعایت آن سبب اخلال در جامعه می‌گردد، لذا همانطور که قوانین راهنمایی و رانندگی باید رعایت گردد در زمان رانندگی از تماس گرفتن یا جواب دادن و خصوصاً پیامک فرستادن جداً خودداری نمائید، حفظ ایمنی همیشه باید مهم‌ترین زنگی باشد که در گوش شما طنین انداز می‌شود، به خطر انداختن جان خود و دیگران گناهی کبیره بحساب می‌آید.

پیامک و بلوتوث


1. در دادن پیامک‌های مفید کوتاهی نکنید چون به هر جا برسد شما شریک ثواب آن خواهید بود مثل اذکار، جملات پند آموز، یادآوری ایام مهم شرعی همچون روزه و دعای روز عرفه، شب قدر و … مثلا: تذکر روزه عرفه را به ده نفر می‌فرستید که هر نفر برای ده نفر دیگر می‌فرستند که تا اینجا ثواب دویست روزه کسب کرده‌اید.

2. از دادن پیامک‌ها و بلوتوث‌های غیر شرعی و رکیک و مبتذل جداً خودداری کنید زیرا به ده‌ها و صدها نفر دیگر منتقل می‌گردد که نفر اول شریک جرم تمام آنها خواهد بود و در توبه کردن کار فرد را مشکل خواهد کرد چون توانایی پاک کردن آن پیامک‌ها و بلوتوث‌ها را از دست داده‌ است و حتی بعد از مرگ گناه بیننده و خواننده و شنونده‌ی آن پیامک یا بلوتوث سرازیر قبر او خواهد گردید.

3. از فرستادن مسیج‌هایی که ظاهر شرعی ولی بدعت می‌باشد خوداری نمایید مثلا برای آمدن باران صد بار صلوات بفرست و برای ده نفر بفرست، برای دفع بلا سوره‌ی انعام تلاوت کنید، فلان کس رسول اللهr را در خواب دیده … .

4. ارسال پیامک یا بلوتوثی که جنبه‌ی تمسخر به خدا و رسول و دین داشته باشد، خطرناک است و چه بسا سبب کفر شود.

5. فرستادن مسیج‌های طنز برای تنوع و رفع خستگی و به یاد هم بودن زیبا و جالب است، زیرا رسول اللهr می‌فرمود: از محبوب ترين اعمال نزد خداوند متعال شاد کردن يک مسلمان است.

6. با دریافت پیامک تا از صحت آن مطمئن نشده‌اید از ارسال آن به دیگران جداً خودداری کرده تا شریک جرم شایعه پراکنی نباشیم.

عوارض

* از نگهداری  تلفن همراه در مجاورت بافت‌هایی که فعالیت الکتریکی دارند، مانند قلب و مغز جداً پرهیز کنید.

* امواج موبایل در کل آثار منفی خود را دارد، سعی کنید در موقع

استراحت اگر موبایل خود را در حالت هشدار قرار می‌دهید تا شما را برای نماز صبح بیدار کند، مقداری از شما فاصله داشته باشد.

* از دادن موبایل به دست کودکان جهت بازی جداً خودداری کنید زیرا عوارض آن برای کودکان جبران ناپذیر است.

نمونه‌هایی از پیامک‌های خوب

* در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی باش که وقتی او را به هوا می‌اندازی، می‌خندد، چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت.

* چنان زندگی کن که کسانی که تو را می‌شناسند اما خدا را نمی‌شناسند به واسطه‌ی آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند.

* اساس پایداری ایمان  عبادت‌های پنهانی و اساس نابودی ایمان گناهان پنهانیست.

* دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی است، ولی تنهایی بهتر از با هر کس بودن است.

* اگر میم مشکلات را برداریم، زندگی شیرین می‌شود برایتان زندگی شکلاتی آرزومندم.

* زندگی یعنی بخند هر چند که غمگینی، ببخش هر  چند که مسکینی، فراموش کن هر چند که دلگیری، اینگونه بودن زیباست هر چند که آسان نیست.!

* اگر کسی خوبیهای شما را فراموش کرد شما خوب بودن را فراموش نکن.

* خوشبختی به کسانی روی می‌آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می‌کوشند.

* اگر به دری برخوردی که قفل بود نا امید نباش زیرا اگر قرار بود برای همیشه بسته باشد جای آن را دیوار می‌گذاشتند.

* خدایا مرا به بزرگی چیزهایی که به من ارزانی کرده‌ای آگاه کن تا چیزهای کوچکی که ندارم آرامشم را بر هم نریزد.

 

«خدایا ما را شمعی برای  به سعادت رسیدن دیگران قرار بده.»

 

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! تقواى الهى پيشه كنيد، و سخن حق بگوييد *  تا خدا اعمال شما را اصلاح كند و گناهانتان را بيامرزد، و هر كس اطاعت خدا و رسولش كند به رستگارى (و پيروزى) عظيمى نائل شده است.


 

دعا و شرایط قبولی آن

دعا و شرایط قبولی آن

موضوع مهمی است که همه ما نیازمند هستیم که بدانیم با چه شرایطی دعا قبول و با چه شرایطی قبول نمی شود.

خداوند متعال برای ارتقا و رسیدن روح به درجات کمال و به خاطر مبارزه با هوا و خواهشات نفسانی که مانع بزرگی برای رسیدن و پرواز روح به ملکوت اعلا می باشد، انسانها را مامور به دعا نموده است تا بندگانش با پروردگارش در ارتباط باشند.

وقتی انسان با پروردگارش در ارتباط است در آن صورت شیطان یا وسوسه های شیطان جایگاهی برای انسان نخواهد داشت و معمولا انسان در برابر سختیها و مشکلات ضعیف و ناتوان است و برای جبران این ضعف و ناتوانی تنها راه جبران آن متوجه شدن به خدا و کمک خواستن از خدا است.

دعا در حقیقت امراض روحی و روانی انسان را شفا می بخشد، روانشناسان توصیه می کنند برای اینکه انسان به بیماریهای روحی و روانی مبتلا نشود باید ناراحتی های درونی اش را غم و اندوهی که دارد به دیگران باز گو کند و فطرتا انسان وقتی که ناراحت است و مشکلی دارد  دوست دارد با نزدیکترین فرد و با صمیمی ترین دوستش این مشکلش را در میان بگذارد. شاید او بتواند کمک کند. اما وقتی که انسان می داند حلال مشکلات خدا است چه بهتر است که انسان مشکلاتش را و  غم و اندوهی که دارد با پروردگارش درمیان بگذارد. با پروردگارش راز و نیاز کند و این سبب آرامش روحی انسان می شود.

روزی اصحاب و یاران رسول خدا (ص) عرض کردند (أقَرِیبٌ رَبَّنا فَتُناجِیهِ أم بَعِیدٌ فَتُنادِیهِ)  یا رسول الله آیا پروردگار ما نزدیک است که ما آهسته خدا را بخوانیم و با خدا راز و نیاز کنیم! اگر خدا دور است و صدای ما را نمی شنود، ما با صدای بلند خدا را بخوانیم و خواسته هایمان را از خدا طلب کنیم؟ خداوند متعال این آیه را نازل کرد (و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون) هر زمانی که بندگان من در مورد من خدا، از تو ای پیامبر سوال کردند که من دور هستم یا نزدیک، به آنها بگو من نزدیک هستم. در آیه دیگر میفرماید: من از شاهرگ گردن به انسان نزدیکتر هستم، نه تنها اینکه خدا صداهای ما را می شنود بلکه آن چه که در قلبهای انسان نهفته است که هنوز خود انسان آن را ظاهر نکرده است، آن را هم خدا می داند. (یعلم خائنة الا عین و ما تخفی الصدور)  آن چشمهایی که پنهانی خیانت میکنند و به ناموس دیگران نگاه می کنند، آن چشمها را میداند و آنچه که در قلبها پنهان است و هنوز ظاهر نشده است آنها را هم خدا میداند.

پس وقتی که خدا همه چیز را می داند و همه صداها و نداهای انسان را می شنود در این صورت نیازی نیست که انسان مخلوقی را برای خواسته های خود وسیله قرار دهد ولو اینکه مخلوق پیامبر باشد. چرا؟ چون در حیات پیامبر و در حیات بزرگان و انسانهای شایسته انسان می تواند از دعای آنها استفاده کند و آنها را واسطه قرار دهد که شما دعا کنید. اما شخصی که از این دنیا می رود و ارتباطش با این جهان قطع می شود ما نمی توانیم آن شخص را برای خواسته های خودمان برای آن آرزوهای خودمان واسطه قرار دهیم که آنها خواسته های ما را برای خدا مطرح کنند. چون خدا می داند و نیاز به واسطه ندارد.

خدا همه چیز را می داند و همه صداها و دعاها را می شنود و همه انسانها را می شناسد که این انسان شایسته است یا خیر! گناه کار است یا با تقوا، همه را می داند.

 خدا مثل مخلوق نیست که اگر ما یک خواسته ای از رئیس جمهور داشته باشیم باید حتما دنبال فردی بگردیم که نفوذ داشته باشد و پارتی قرار بگیرد تا خواسته ما را برآورده سازد، خدا همه چیز را می داند و از همه چیز آگاهی دارد و همه انسانها را می شناسد و نیاز به سفارش ندارد و نه نیاز به پارتی.

به همین خاطر خداوند متعال می فرماید: که من نزدیک هستم هر دعا کننده ای زن و مرد، پیر و جوان فرقی نمی کند. از من چیزی بخواهد من دعای او را اجابت می کنم. پس به دستورات من عمل کنید و به من ایمان بیاورید تا رستگار شوید تا اینکه راه هدایت را دریابید.

هر انسانی از دل خودش به خدا راهی دارد دری از همه دلها به سوی خدا باز است، حتی شقی ترین و بدبخترین انسانهای روی زمین هنگام گرفتاریها و مشکلات زمانی که اسباب و وسایل دنیوی کارگر نیست و اثری ندارد، تکانی می خورند و به خدا متوجه می شوند و التماس می کنند.

فرعون چهارصد سال ادعای خدایی کرد ششصد و بیست سال عمر کرد و می گفت: من خدای بزرگ شما هستم، اما همین بدبخت بیچاره ملعون زمانی که در امواج تلاطم دریا قرار می گیرد و می بیند که در حال غرق شدن است و این ادعای خدایی برای او سودی ندارد. می گوید: (حتی اذا أدرَکَهُ الغَرَقُ قال آمَنتُ)  خدایا من ایمان آوردم و من از مسلمانان هستم، اما خدا می گوید: چهار صد سال تو نافرمانی کردی و فساد کردی حالا در لحظه غرق شدن می گویی من ایمان آوردم!

وقتی که انسان علامت مرگ را می بیند آن وقت می خواهد توبه کند توبه تا زمانی ارزش دارد که نفس به حلقوم نرسیده باشد پس این بدبخترین انسانها هم در زمانی که می بینند اسباب دنیوی کارگر نیست به خدا پناه می برند این فطرت درونی هر انسان است که با سرشت انسانها عجین شده است گاهی گناه و معصیت پرده ای روی آن می کشد و هنگام گرفتاریها و سختیها این پرده خود به خود کنار زده می شود و انسان به خدا پناه می برد ولو اینکه انسان ملحدی باشد که بگوید من خدا را قبول ندارم ولی در آن لحظه به خدا پناه می برد هنگامی که به انسانها مصیبتی می رسد و مشکلاتی دارند گرفتار بیماری لاعلاجی می شوند در آن هنگام خدا را می خوانند خداوند متعال قصه مشرکینی که در کشتی سوار شدند و روی دریا در تلاطم امواج دریا قرار گرفتند بیان می کند (فإذا رَکِبُوا فِی الفُلکِ دَعَوُا اللهَ مُخلِصین لَهُ الدِّین فَلمّا نَجّاهُم إلی البَرِّ اذا هُم یُشرِکون)  هنگامی که اینها سوار کشتی می شوند و در تلاطم امواج دریا قرار می گیرند و کشتی در حال غرق شدن است فقط به خدا متوسل می شوند همه بت هایشان را می ریزند در دریا همه ی آن چه را که عبادت می کردند از دل آنها محو می شود و به خدا متوسل می شوند و هنگامیکه خدا آنها را نجات می دهند باز شروع می کنند به شرک کردن

اي بنده تو سخت بي وفايي    از كبر به سوي ما نيايي

گر درد دهم به جان زارت         گريان شوي و دويده آيي

آنگه كه تو را شفا ببخشم        آسوده شوي دگر نيايي

 پس حس و میل خداپرستی و خدا خواهی در انسان مثل فطرت یک نوزاد ی است که تازه متولد می شود نه مادرش را می شناسد و نه هم می داند که گرسنگی چه هست اما با میل درونی و فطری که در او قرار داده شده است با گریه کردن به دنبال پستان مادر می گردد پس انسان هم در حقیقت عین همین طفل نوزاد میل درونی خدا خواهی و خدا دوستی در او است اما گاهی بر اثر گناه و معصیت و فریب شیطان انسان از خدا غافل می شود به همین خاطر پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (لیس شیءٌ أکرَمَ عَلَی اللهِ مِن الدعا)  هیچ چیزی بهتر و برتر و گرامی تر نزد خدا از دعا نیست در روایتی پیامبراکرم (ص)  می فرمایند (الدعا هو العبادة – الدعا مخ العبادة) دعا عبادت است دعا مغز عبادت است در دعا  یک نوع اظهار بردگی و بندگی نزد پروردگار است به همین خاطر خداوند متعال می فرماید (و قال ربکم اُدعُونی أستَجِب لکم انّ الذین یستکبرون عن عبادتی سیَدخلون جهنمَ داخِرین)  بگو به بندگان من از من بخواهند و طلب  کنند من اجابت می کنم آنهایی که از دعا کردن تکبر می ورزند از عبادت کردن خدا سرباز می زنند و تکبر می ورزند در روز قیامت با ذلت و خواری به جهنم داخل می شوند پس خداوند متعال در این آیه دعا را عبادت معرفی می کند و می فرماید کسانیکه از خواستن از من تکبر می ورزند حاضر نیستند از من خواسته شان را طلب کنند ممکن است نزد مخلوقی یا قبری بروند خواسته شان را از او بخواهند اما تکبرمی کنند که خواسته شان را نزد من مطرح کنند اینها با ذلت و خواری به جهنم می روند باز در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (من لا یَدعُوا اللهَ یَغضِبُ عَلَیه) هر کسی که با خدا ارتباط ندارد خواسته هایش را از خدا طلب نمی کند خداوند متعال بر او خشمگین می شود خدا دوست دارد بندگانش هر خواسته ای که دارند از او بخواهند پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (الدعا سِلاحُ المُومن و عِمادُ الدّین و نور السموات)  دعا اسلحه مومن است یعنی بهترین اسلحه ای است که می تواند با این اسلحه با نفس و شیطان دو دشمن خطرناک مبارزه کند وقتی که انسان با دعا کردن با پروردگارش راز و نیاز می کند جایی برای وسوسه شیطان باقی نمی ماند چون ارتباطش با خدا برقرار است پیامبراکرم (ص)  می فرمایند دعا عماد دین است همان طور که نماز عماد دین است ستون دین است معنی لفظی کلمه صلاة  دعا است چرا ما به  نمازها صلاة می گوییم چون نمازهایی را که ما می خوانیم و وقتی که تکبیر تحریمه را می گوییم از تکبیر تحریمه با خدا داریم راز و نیاز می کنیم با آن آیاتی که می خوانیم با کلام خدا با خدا ارتباط برقرار کرده ایم و نور آسمانها و زمین است دعا عبادت معمولی نیست پیامبر اکرم (ص) می فرمایند ( ان الله حَیٌّ کَرِیمٌ یَستَحیِی مِن عَبدِهِ أن یَبسُطَ یَدَیهِ ثُمَّ یَرُدُّها خائِبِین ) خداوند متعال مهربان و بخشنده است و حیا می کند از بنده اش هنگامی که بنده دست هایش را به سوی خدا بلند می کند و خواسته هایش را از محضر خدا طلب می کند دست بنده اش را خالی برگرداند خیلی ها می گویند ما شب و روز دعا می کنیم و اشک می ریزیم اما دعای ما اجابت نمی شود پیامبر اکرم (ص) این مسئله را بیان کردند فرمودند (قال رسول الله وَ ما مِن مُسلِمٍ یَدعُوا بِدَعوَةٍ لَیسَ فِیها إثمٌ وَ لا قَطِیعَةَ رَحِمٍ إلا أعطاهُ اللهُ بِها ثَلاثَ أمانٍ ؛ یُعَجِّلُ دَعوَة و إمّا أن یَدَّخِرَ لَهُ ثوابُها و إما أن یَکُفَّ عَنهُ مِنَ السُّوءِ بِمِثلِها)  انسان مسلمان وقتی که دعا می کند در صورتی که دعایش گناه نباشد در دعایش قطع صله رحم نباشد دعا دعای مشروع و شرعی باشد  خواسته هایش غیر شرعی نباشد وقتی که این دعا دعای شرعی باشد خداوند متعال دعای بنده اش را از بین نمی برد سه حالت دارد دعایی که انسان می کند خداوند متعال مصلحت بندگانش را می داند مثلا یکی می گوید خدایا به من مثل فلانی مال و ثروتی بده خدا می داند که اگر من دعای این شخص را قبول کنم و این مال و ثروت را به او بدهم فرعون دوم خواهد شد و فساد خواهد کرد و آدم خواهد کشت و ربا و سود خواهد خورد به طور مثال همین طور انواع و اقسام دعاهایی که خدا برای بندگانش مصلحت نمی داند قبول نمی کند اما در ازای دعایی که کرده است خداوند متعال یک بلایی و مصیبتی که قرار بود به او برسد خداوند متعال به برکت این دعایش از او دور می کند اگر هم این مرحله دوم نباشد باز خداوند متعال برای این دعای که کرده است اجر و پاداشی را برای آخرت او ذخیره می کند روز قیامت اهل بهشت وقتی که وارد بهشت می شوند و در ناز و نعمت قرار می گیرند فرشتگان برای آنها هدیه هایی می آورند اهل بهشت می گویند اینها چیست هر نعمتی که ما تصور نمی کردیم خدا به ما داده است فرشتگان می گویند این هدایا همان دعاهایی است که شما در دنیا کرده بودید و مصلحت نبوده که قبول شود خداوند متعال این هدایا را برای شما ذخیره کرده است پس دعای مومن از بین نمی رود اجابت دعا هم شرایطی دارد پیامبراکرم (ص) می فرمایند (ثلاثٌ مَّن رَزَقَهُنَّ فَقَد رُزِقَ خَیرِ الدُّنیا وَ الاخِرَة ، ألرِّضا بِالقَضاء و الصَّبر عَلَی البَلاء و الدُّعاء فِی الرّخاء)  سه تا خصلت است که اگر به یک انسانی داده شود بهترین نعمتهای دنیا و آخرت به او داده شده است اول راضی بودن در برابر مقدرات الهی در برابر اتفاقی که برای انسان می افتد و تقدیر او بوده است جزع و فزع نکند و دوم صبر کردن در برابر مصیبتها و بلاها بزرگترین اجر را دارد سوم دعا کردن در هنگام رفاه و آسایش در زمانی که انسان در اوج صحت و سلامتی و ناز و نعمت قرار دارد اگر در چنین زمانی دست به دعا بر می دارد در شبانه روز هر لحظه که فرصت دارد با پروردگارش ارتباط برقرار می کند این خیلی ارزش دارد پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (مَن سَرَّهُ أن یَستَجِیبَ اللهُ تعالی لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ و الکُرَبِ فَلیُکثِر الدُّعاءَ فِی الرّخاء ) هر انسانی که دوست دارد خداوند متعال هنگام مشکلات هنگام گرفتاریها به فریادش برسد و خواسته اش را به او بدهد و دعایش را قبول کند باید در زمانی که در ناز و نعمت قرار دارد و در اوج صحت و سلامتی است در آن زمان خدا را فراموش نکند و با خدا در ارتباط باشد پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (تَعرِف إلی اللهِ فی الرخاء یَعرِفُکَ فی الشدة)  تو خدا را در حالت سلامتی و ناز و نعمت بشناس و به یاد خدا باش هنگام  مصیبت و سختی ها خدا هم به فریادت می رسد پس یکی از شرط های اجابت دعا این است که در همه لحظات به یاد خدا باشد شرط دوم اجابت دعا این است که انسان به دستورات خدا عمل کند و از گناهان بپرهیزد پیامبراکرم (ص) می فرمایند (إحفَظِ الله یَحفِظُکَ إحفَظِ اللهَ تَجِدهُ تُجاهَک)  به دستورات خدا عمل کن و پایبند دستورات خدا باش خدا هم بلاها و مصیبتها را از تو دور می کند به دستورات خدا عمل کن و هر زمانی که خدا را صدا زدی خدا به دادت می رسد شرط سوم دعا این است که انسان در دعا اصرار داشته باشد حتی در روایات می آید که انسان هر دعایی که می کند حداقل سه مرتبه تکرار کند چون پیامبراکرم (ص) می فرمایند (إن الله یُحِبُّ المُلِحّینَ فِی الدّعاء)  خداوند کسانیکه در دعا کردن اصرار می ورزند و اشک می ریزند و از خدا  خواسته اش را طلب می کنند خدا آنها را دوست دارد چهارم این  که وقتی که انسان دعا می کند با حضور قلب دعا کند نه اینکه قلب انسان جای دیگر است در معاملات است یکی از برادران نقل می کرد در یکی از نمازها امام به جای چهار رکعت سه رکعت خواند هیچ کس متوجه نشد غیر از یک نفر او به امام گفت شما به جای چهار رکعت سه رکعت خواندید امام  از همه سوال کرد گفتند ما متوجه نشدیم بعد امام به او گفت تو چگونه متوجه شدی که من سه رکعت خواندم گفت من چهار مغازه دارم و در هر رکعت حساب یک مغازه را می کنم وقتی که من دیدم سه مغازه را حساب و کتاب کردم شما نماز را تمام کردید من فهمیدم که شما سه رکعت خواندید متاسفانه وقتی که فکر انسان این طور باشد پیامبراکرم (ص) می فرمایند (واعلموا أن اللهَ تعالی لا یَستَجِیبُ دُعاءٍ مِن قَلبِ غافِلٍ لاهٍ) دعایی که از قلب غافل بر مخیزد قلبی که فکرش جای دیگر است فایده ای ندارد پیامبر هشدار دادند مواظب باشید وقتی که شما به نماز می ایستید و دست ها را می بندید به این خیال نباشید که نماز می خوانید بهترین فرصتی که شیطان سعی می کند سهم خود را از نماز شما بگیرد و نماز شما را بی روح کند نماز است وقتی که دست بستید بیکار نمی نشیند هزاران وسوسه می کند تمام چیزهایی که از یاد انسان رفته است شیطان در نماز به یاد انسان می آورد پیامبر فرمودند پس مواظب باشید شیطان می خواهد سهم خودش را از نماز شما بگیرد و نماز شما را بی ارزش کند پس یکی از شرایط اجابت دعا این است که انسان وقتی که دعا می کند قلب انسان با زبان انسان هماهنگ باشد در دعا کردن سوز لازم است وقتی که انسان دعا می کند تمام وجود انسان باید زبان شود و در آن مظهر خواستن به وجود آید و شرط پنجم این است که انسان به اجابت دعا یقین داشته باشد پیامبراکرم (ص) می فرمایند (اُدعُوا اللهَ وَ أنتُم مُوقِنون بِالاجابَة)  وقتی که شما دعا می کنید یقین داشته باشید که خدا دعای شما را قبول می کند یا حادثه ای را از شما دور می کند و یا ذخیره ای می شود برای آخرت هر قدر هم که انسان گناه کرده باشد پیامبراکرم (ص) می فرمایند (لَو أخطَاتُم حتی تَبلُغَ ذُنُوبَکم عنان السّماء ثُم تُبتُم لَتابَ اللهُ عَلَیکُم)  اگر آنقدر شما گناه کرده اید که انباشته شده است و تا ابرهای آسمان رسیده است نا امید نباشید اگر با صدق دل توبه کردید خدا بخشنده است به همین خاطر نا امید بودن از رحمت خدا گناه بزرگی است خدا می فرماید (لا تَیأسُوا مِن رَّوحِ اللهِ إنهُ لا یَیأسُ مِن رَّوحِ اللهِ إلا القَومُ الکافرون)  از رحمت خدا ناامید نشوید تنها کسانی که ناامید هستند کفار هستند پس یکی از شرایط دعا این است که انسان در هر شرایطی که قرار دارد اگر تمام عمرش را به گناه سپری کرده است ولی حالا می خواهد به خدا برگردد و بنده خدا باشد نباید از رحمت خدا ناامید باشد و یکی از شرایط دیگر اجابت دعا این است که انسان در مسئله امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نکند بی تفاوت نباشد از کنار منکرات بی تفاوت عبور نکند امر معروف و نهی از منکر بر فرد فرد مسلمان بر زن و مرد واجب است پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (لَتَامُرُنَّ بِالمَعرُوف أو لَتَنهُونَ عَنِ المُنکرِ لَو لَیُوشَکَنَّ اللهُ أن یَبعَثَ عَلیکُم عِقاباً مِنهُ ثُمَّ لَتَدعُونَهُ فَلا یُستَجابُ لَکُم)  وظیفه امر به معروف و نهی از مکر را انجام بدهید اگر شما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردید خداوند متعال عذابهایی را بر شما نازل می کند آن وقت هر چه که دعا کنید اجابت نمی شود عذابها حتما بارید سنگ از آسمان نیست اختلافات  و دعواهای خانوادگی و گرانی ها همه اینها عذاب است و یکی از شرایط اجابت دعا این است که رزق و روزی انسان حلال باشد پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (أن الرَّجُلَ یُطِیلُ السَّفَرَ أشعَثَ اُغبَرَ یَمُدُّهُ یَدَیهِ الی السَماء یا رَبِّ و مَطعَمُهُ حَرام و مَشرَبُهُ حَرام و مَلبَسُهُ حرام وَ غُذِیَ بِالحَرامِ فَأنّی یُستَجابُ لَه) ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٍ لا شَکَّ فِیهِنَّ ، دَعوَة المَظلوم دَعوَة المُسافِر و دعوة الوالد ولدة ) یک مسافر از خانه اش دور است چرا پیامبر مسافر را مثال زدند چون در روایات دیگر پیامبر می فرمایند دعای سه نفر بدون شک از همه دعاها زودتر اجابت می شود دعای مظلوم بترس از آه مظلوم که هنگام دعا کردن اجابت از در حق بهر استقبال آید دوم دعای مسافر مسافر از خانواده اش دور است و غریب است سوم دعای پدر و مادر در حق فرزندش به همین خاطر توصیه شده است در اوج ناراحتی حق اینکه بر علیه فرزندانتان دعا کنید ندارید پس یکی از کسانی که شرایط اجابت دعا را دارد مسافر است اما مسافر گردآلود است موهایش ژولیده است دستهایش را بلند می کند و دعا می کند اما از طرف خدا ندا می رسد لباس تو حرام است آشامیدنی و غذای تو حرام است با حرام تغذیه شده ای کجا دعای تو قبول می شود از ابراهیم ادهم سوال شد خداوند متعال در قرآن فرموده است از من بخواهید من اجابت می کنم وعده خدا هم حق است چرا ما دعا می کنیم اما دعای ما قبول نمی شود ایشان فرمودند علت اینکه دعاهای شما قبول نمی شود به خاطر این است که دلهای شما مرده است به خاطر اینکه ده تا خصلت  در شما است وقتی که دعا از قلب مرده بر می خیزد اثری ندارد بعد ده خصلت را بیان کردند من فقط ترجمه می کنم می فرمایند شما خدا را شناختید می دانید که خدا شما را خلق کرده و تمام نعمتها را به شما داده اما حق خدا را ادا نمی کنید حق خدا این است انجام دستورات خدا و اجتناب از گناهان دوم فرمودند قرآن را می خوانید  اما به آن عمل نمی کنید قرآن می گوید غیبت نکنید دروغ نگویید وحکم تمام گناهان در قرآن آمده است شما ادعا می کنید که ما پیغمبر را خیلی دوست داریم اما سنت پیامبر را ترک می کنید و به سنت پیامبر عمل نمی کنید سنت تنها سنتهای نماز نیست نشستن سنت است غذا خوردن سنت است و بعد از غذا خوردن چه بگوییم و چهارم فرمودند ادعا می کنید که شیطان دشمن ما است و ما را فریب داده ولی در عمل دوست او هستید هر چه به شما می گوید انجام می دهید اگر با او دشمن باشید کارهای او را انجام نمی دهید پنجم فرمودند می گویید ما دوست داریم برویم به بهشت اما چه عملی انجام داده اید رفتن به بهشت عمل می خواهد و زاد و توشه ای می خواهد و ششم شما می گویید ما از جهنم می ترسیم خدایا ما را از جهنم نجات بده اگر شما راست می گویید چرا دست از گناه بر نمی دارید گناه راه جهنم را هموار می کند هفتم فرمودند همه شما می گویید مرگ حق است و همه ما خواهیم مرد اما برای مردن چه آماده کرده اید آیا زاد و توشه ای دارید هشتم فرمودند شما مشغول عیب جویی دیگران هستید اما شده است که یک لحظه به عیب خود تان فکر کنید چرا عیب های خودتان را بر طرف نمی کنید آیا خودتان بی عیب هستید و نهم فرمودند شما روزی خدا را می خورید اما شکر روزی خدا را نمی کنید شکر فقط به زبان نیست دهم فرمودند دنبال تشیع جنازه ها می روید و مرده ها را می بینید اما عبرت نمی گیرید فکر می کنید که مرگ فقط برای همسایه است و فرمودند این ده تا خصلت وقتی که در شما است دعای شما قبول نمی شود  .

 

 

والسلام عليكم و رحمة الله

برگرفته از وبگاه : حوزه علميه الصديق بيرجند